تبليغاتX
صیغه ، معضل یا راه کار

صیغه ، معضل یا راه کار

بحث و تبادل نظر در مورد ازدواج موقت و احیاء این امر متروک اسلام

سلام

اول: باید تشکر کنم از همه دوستانی که در بقراری و ادامه بحثمان کمک کردند. نویسندگان و خوانندگان گرامی همه و همه از همه ی شما متشکرم.

دوم: با این پست خوب که نه عالی آقا مجید بحث جمع بندی شد و ما هم قویا از نظرات مرجع عالی قدر حمایت می کنیم و با آن موافقیم.

سوم: باید عرض کنم برای جهت دهی جدید این وبلاگ گروهی محتاج نظرات و پیشنهادهای شما هستیم چند پیشنهاد تا به حال داده شده که من در زیر به انها اشاره میکنم و منتظر اجماع دوستان بر روی یکی از آنها و یا دادن پیشنهاد جدید از طرف شما هستیم.

۱. زن ذلیل ( پیشنهادی از آقای علوی ).

۲. تعدد زوجات ( پیشنهادی از آقای علوی ).

۳. روابط بین دختر و پسر ( پیشنهادی از آقا مجید خودمان ).

۴. .................... این هم جای خالی پیشنهاد شما.

منتظر ارائه راهکار و مطلع بحث از طرف شما هم هستیم.

 

 

------------------------------------ پیام بازرگانی --------------------------------------

در آدرس زیر وبلاگ خصوصی عبدالرحمن با نام دل نوشت نوشته خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 11:14  توسط عبدالرحمن  | 

سلام

از همه دوستان بابت تاخير در آپ شدن وبلاگ عذر خواهي ميكنم.

اصولا اين وبلاگ گروهي راه افتاد تا همگي كمي بيشتر به مساله ازدواج موقت فكر كنيم و از اطلاعات و نظرات همديگر در اين زمينه استفاده كنيم.

با اينكه خيلي از دوستان تمايلي به ادامه اين بحث ندارند و مايلند بيشتر در مورد ازدواج دائم و مسايل پيرامون آن و يا حدود و اشكال روابط دختر و پسر بحثها ادامه پيدا كند ، اما بنظرم رسيد حالا كه مدتي از طرح اين مساله گذشته ، ديدن نوشته اي از آيت الله مكارم شيرازي در مورد ازدواج موقت پس از بيان نظرات اغلب نويسندگان و خوانندگان قابل توجه باشد.

ازدواج موقت

نويسنده: آيت الله مكارم شيرازى

ازدواج موقت امر مشروعى است كه در فقه اسلامى به عنوان «متعه‏» معروف شده است، به اين ترتيب ازدواج، دو گونه است، ازدواج دائم كه وقت و زمان آن نامحدود است و ازدواج موقت كه مدت آن با توافق طرفين تعيين مى‏گردد.

اين ازدواج با ازدواج دائم در بسيارى از مسائل شباهت دارد از جمله مساله مهريه، خالى بودن زن از هر گونه مانع، و احكام مربوط به فرزندانى كه از اين ازدواج متولد مى‏شوند كه با فرزندان ازدواج دائم هيچ تفاوتى ندارد، نگهداشتن عده بعد از جدايى، اينها همه نزد ما جزء مسلمات است، به تعبير ديگر عقد موقت (متعه) يك نوع ازدواج است، با تمام ويژگيهايش. البته تفاوتهايى ميان عقد موقت و دائم وجود دارد از جمله اين كه در عقد موقت نفقه زن بر شوهر واجب نيست، و دو همسر از همديگر ارث نمى‏برند (ولى فرزندان آنها از پدر و مادر و يكديگر ارث مى‏برند) .

به هر حال ما اين حكم را از قرآن مجيد گرفته‏ايم كه مى‏فرمايد: «فما استمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن فريضة، زنانى را كه متعه مى‏كنيد، مهر آنها را بايد بپردازيد» . (1)

بسيارى از محدثان معروف و مفسران بزرگ، تصريح كرده‏اند كه اين آيه درباره عقد موقت است.

در تفسير طبرى روايات زيادى در ذيل اين آيه نقل شده كه نشان مى‏دهد آيه فوق مربوط به ازدواج موقت است و گروه كثيرى از صحابه پيامبر (ص) به آن شهادت داده‏اند. (2)

در تفسير «الدر المنثور» ، و «سنن بيهقى‏» نيز روايات در اين زمينه فراوان است. (3)

در «صحيح بخارى‏» و «مسند احمد» و «صحيح مسلم‏» و كتب فراوان ديگر نيز رواياتى كه دليل بر وجود عقد موقت در عصر پيامبر اكرم (ص) است ديده مى‏شود، هر چند روايات مخالف آن نيز وجود دارد. (4)

جمعى از فقهاى اهل سنت معتقدند كه نكاح متعه در عصر پيامبر (ص) بوده سپس اين حكم نسخ شده است، در حالى كه جمعى مى‏گويند اين حكم تا آخر عمر پيامبر (ص) بوده و «عمر» آن را نسخ كرده است، حديث «متعتان كانتا على عهد رسول الله و انا محرمهما و معاقب عليهما:متعة النساء و متعة الحج، دو متعه در عصر پيامبر (ص) وجود داشت و من آنها را تحريم كردم و بر آنها مجازات مى‏كنم!متعه زنان و متعه حج (كه نوع خاصى از حج است) » گواه اين معنى است. (5)

شك نيست كه در اين حكم اسلامى در ميان روات اهل سنت مانند بسيارى از احكام ديگر اختلاف نظر است، بعضى معتقد به نسخ آن در زمان پيامبر (ص) و بعضى به نسخ آن در زمان خليفه دوم و گروه اندكى بكلى آن را انكار مى‏كنند، و اين گونه اختلافات در مسائل فقهى وجود دارد، ولى فقهاى شيعه در مشروعيت آن اتفاق نظر دارند و مى‏گويند در عصر پيامبر (ص) نسخ نشده و بعد از رحلت آن حضرت نسخ آن غير ممكن است.

به هر حال ما معتقديم: ازدواج موقت اگر مورد سوء استفاده واقع نشود، پاسخگوى قسمتى از ضرورتهاى اجتماعى در مورد جوانانى است كه قادر به ازدواج دائم نيستند، يا مسافرانى كه به خاطر كارهاى تجارى و اقتصادى، يا تحصيلى يا جهات ديگر مدتى از خانواده خود دور مى‏مانند و مواردى ديگر از اين قبيل و مبارزه با ازدواج موقت راه را براى توسعه فحشا در ميان اين گروهها باز مى‏كند، مخصوصا در عصر و زمان ما كه سن ازدواج دائمى به علل مختلفى بالا رفته و از سوى ديگر عوامل تحريك كننده شهوات، بسيار فراوان است.اگر اين راه بسته شود، راه براى فحشا به يقين گشوده خواهد شد.

بار ديگر تكرار مى‏كنيم كه ما با هر گونه سوء استفاده از اين حكم اسلامى، و آن را بازيچه دست هوسبازان قرار دادن، و زنان را به آلودگى كشاندن، شديدا مخالفيم، ولى سوء استفاده بعضى هوسبازان از قانون نبايد موجب جلوگيرى از اصل قانون شود، بلكه بايد از سوء استفاده جلوگيرى گردد.

پى‏نوشتها:

1- سوره نساء، آيه 24.

2- تفسير طبرى، جلد 5، صفحه 9.

3- الدر المنثور، جلد 2، صفحه 140-سنن بيهقى، جلد 7، صفحه 206.

4- مسند احمد، جلد 4، صفحه 436-صحيح بخارى، جلد 7، صفحه 16 و صحيح مسلم، جلد 2، صفحه 1022 تحت عنوان «باب نكاح المتعه‏» آمده است.

5- اين حديث‏به همين عبارت يا عباراتى شبيه آن از نظر محتوا در سنن بيهقى، جلد 7، صفحه 206 و بسيارى از كتب ديگر آمده است، نويسنده الغدير، بيست و پنج‏حديث از كتب صحاح و مسندها نقل مى‏كند كه «متعه‏» در شرع اسلام، حلال و در عصر پيامبر (ص) و خليفه اول و مقدارى از زمان عمر معمول بوده، سپس او در اواخر عمرش از آن نهى كرد (الغدير، جلد 3، صفحه 332) .

منبع : كتاب اعتقاد ما صفحه 112

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 20:29  توسط بچه شیطون ( مجید )  | 

سلام به همه نويسندگان و بازديدكنندگان

از بابت تاخير در نگارش مطلب عذر ميخواهم.

مدتي كه نتوانستم خدمت برسم از بحث دور شدم و شايد اين نوشته در ادامه مباحث قبلي ديگر نويسندگان نباشد.

اولين باري كه موضوع ازدواج با همه ابعادش و تمام نيازهاي روحي و جسمي من و طرف مقابل برايم نمايان شد ، چيزي به ذهنم خطور كرد كه فكر ميكنم به درد شما هم بخورد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 1:10  توسط بچه شیطون ( مجید )  | 

سلام

میخواهم برای شما دوستان از سر من رآه بنویسم
سر به معنی شاد شد است.
من یعنی کسی که
رآ یعنی دید

و ه در انتهای آن به معنی او را است.

سر من رآه یا همان سامرا یعنی شاد شد هرکه آن را دید.

من به این خاصیت عجیب بارگاه اشاره میکنم برعکس حرم جدش امام حسین علیه السلام که هرکه آن را میبیند بی اختیار اشکهایش سرازیر می شود . این حرم خاصیتی دارد که هرکه آن را ببیند گل از گلش خواهد شکفت . من این مرقد را زیارت کرده ام راست است واقعا در حرم ایشان کسی گریه نمی کرد من خیلی ها را دیدم که سعی میکردن گریه کنند امام موفق نمی شدند . از خیلی ها پرسیدم اما هیچ کس در حرم گریه نکرده بود.


ولی ولی این بار دیگه نمی شد جلوی اشک هام رو بگیرم از خلوتی خانه استفاده کردم و هرچی در توانم بود داد زدم گریه کردم عقده هایی که دو سال پیش در حرمش هم نتوانسته بودم خالی کنم گویا به سراغم آمده بود شاید جدش حسین به زیارتش آمده بود که حزنش بر شادی آنجا غلبه کرده بود شاید پسرش در آنجا بود و او که غمگین ترین فرد عالم است غم دلش به آن محیط شاد غلبه کرده بود و شاید شادی و سرور هم با آن انفجار تخریب شده بود .

 

 هرچه بود دیگر سامرا سر من رآه نبود.

سره من رآه

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 11:30  توسط عبدالرحمن  | 

با سلام وامید توفیق برای شما عزیزان این آخرین پست بنده حقیر است و به دلیل

 مشکلاتی دیگر نمی توانم ادامه دهم

در پناه حق پایدار وسر بلند باشید

التماس دعا

 تحریم زنا(4)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 13:14  توسط نرگس  | 

متنی که در ذیل آمده نوشته یکی از دوستانی است در قسمت کامنت مطلب قبلی آورده اند .

سلام خدمت نویسندگان این وبلاگ و همچنین تبریک به این عزیزان که اینگونه بحث و پیگیری می کنند:
اول از همه بگم که نظرسنجی آخرتون چند گزینه کم داره! که من همه گزینه هارو در اينجا با اجازه شما اساتيد ذکر می کنم:
1- مردان مجرد (به واسطه فوت یا طلاق)
2 -زنان مجرد(به واسطه فوت یا طلاق)
3--مردان و زنان مجرد
4-مردان دور از همسر
5-زنان دور از همسر
6-مردان و زنان دور از همسر
7-افرادی که توانایی مالی برای ازدواج ندارند
8-دختران باکره

این از این

عرض کنم خدمتتون که من مطالبتون را خوندم و یک سری مسائل را اعم از دانسته های خودم و همچنین شنیده های خودم (درست یا غلط) لازم دونستم که اینجا عرض کنم:
اسلام گفته زنان خودشون و از مردان نامحرم بپوشانند.چرا؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 15:37  توسط عبدالرحمن  | 

تحریم زنا (3)

 

 

                             ***السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)***

                              ***السلام علیک یا ابوالفضل العباس(ع)***

دوباره مــرغ روحــم هــوای کربــلا کرد               دل شکســته ام را اسیـر و مبتــلا کرد

زسرگذشته اشکم به لب رسیده جانم             که هرچه کرده با من فــراق کربــلا کرد

 

 

سلام دوستان

در ادامه بحث پیرامون زنا و تحریم آن از نظر قرآن مطلب را در مورد ضررها و زیانهای این کار بر افراد و جامعه  ادامه می دهیم.

 

عمل زنا  ضررات زیادی برای خود فرد و جامعه دارد که این زیانها در صیغه کم و یا وجود ندارد . در ابتدا به زنا می پردازیم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 8:1  توسط نرگس  | 

بسمه تعالی

باسلام به تمام دوستان عزیز و خوانندگان گرامی .

در این چند روز اخیر مباحثات این وبلاگ از حالت عادی خود خارج شده بود و به حاشیه کشیده شده ، با توجه به مطلب جدیدی که آقا مجید شماره ۲ (میثاق) وارد نمودند. امید است که مباحثات به مسیر اول خود برگردد.

اما خیلی از دوستان که ابراز محبت مینمایند و نظرات خود را در قسمت کامنت میگذارند به نکاتی اشاره نمودند که صلاح دانستم عقیده خودم را در این مورد بیان نمایم اما به خاطر این که مطلب آقا مجید زیاد پایین فرستاده نشه مابقی مطلب را در قسمت " ادامه مطلب " البته در صورت تمایل مطالعه بفرمائید.

منطقه استحفاظی تحقیق .... پایان منطقه استحفاظی تقلید ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 10:46  توسط عبدالرحمن  | 

سلام به همگي

باز دوباره اين داداش شيطون ما ما روولي عهد خودش كرد . بابا منم سرم شلوغه

 

بگذريم:

 

در مورد صيغه و فوايد و مضرات و ......... توي اين مدت خيلي حرف زده شده و حرفاي من تكرار مكرراته ما هر چي هم دست وپا بزنيم تا فرهنگ درست نشه هيچ چيز درست نميشه . حالا ما هي حنجر خودمونواونجا پاره كنيم . به نظرمن اول بايد يه نظر سنجي در مورد صيغه و موارد مربوط به اون بشه تا بعدا براساس اون برنامه ریزی کرد. 

 

 

 

 

 آگاهي از ذهن امعه و رفتار كژ دار ومريض اين جامعه كه همه رو ذله كرده از يه طرف ميناله كه آقا بياند اسلام و اخلاق و عفت جامعه از دست رفت از طرف ديگه هي  براي ازدواج دائم هفت خوان درست ميكنه ، وقتي هم به بن بست ميرسه و دنبال مفّري ميگرده تا به اون صيغه رو پيشنهاد ميكنيم به عنوان يه آب باريكه  غير دائم و محدود و مقطعي ، آه از نهادش بلند ميشه كه ببينيد كار ما به كجا رسيده كه دست به اين كار بزنيم. 

 

 

والّا من ديگه عقلم به جايي قد نميده . ما با اين فرهنگ مسخره هيچ كاري نميتونيم بكنيم وتنها راه عزم همگاني براي اين كاره .

 

 

 

 

همين.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 23:54  توسط میثاق ( مجید شماره 2 )  | 

با سلام...من در اینجا سعی داشتم که بحثی نتیجه بخشی را داشته باشیم ولی در یک مورد لازم شد که از خود دفاع کنم و جوابیه ای برای یکی از دوستان بنویسم اول قصد نوشتن جوابیه را نداشتم ولی بعد از دیدن توهین به کلام بنده از سوی یک عزیز کلام کوتاهی در دفاع از خود نگاشتم...اولا عذر می خواهم اگر مطابق معمول درهم است.ثانیا عذر می خواهم که این مطلب را در این وبلاگ آوردم.ثالثا اگر باز هم توهینی به من یا یکی دیگر از عزیزان شود باز جوابیه ای به زبان دیگر خواهم نگاشت.رابعا با عذر خواهی که این مطلب را به صورت کامل بیان نکردم و به گزیده ها کفایت کردم و در صورت لزوم بازسازی و به صورت کامل تر بیان می کنم...و چون به عقاید شخصی احترام می گذارم ادامه متن را تعلیق کردم...

ـــــــــــــــــــــــــــــ در جواب آقا محمد:

آقا محمد عزیز در اولین فرصت سعی کنید به پزشک مراجعه کنید چون با اعتماد به نفسی که به چشمان تیزبین خود دارید ایندفعه راه به خطا برده اند و تفکرتان در حد متوسطی به سکون رسده است.وقتی شاعری شعری می گوید دلیلی بر قانع کردن خواننده وجود ندارد و خواننده باید سعی کند تفکر خود را با آن شعر تطبیق دهد و یا اینکه از آن صرف نظر نماید.پس شناخت کلام از اموری است که شما از درک آن عاجزید و الا دلیلی ندارد متن ادبی را سخن شرک آلود بدانید اگر اینگونه به پیش روید در کلام حضرت حافظ و مولانا کلماتی بسی شرک آلود تر(بقول شما) می بینید.پس وقتی چیزی در گنجایش درک شما نیست آنرا به صفتهای مختلف مزین نفرمایید! و سعی وافر بر این کنید تا بتوانید قدر سخن را بدانید.من برای شما توضیح دادم که منظور از این شعر در کنار هم نهادن مکاتب بزرگ فکری دنیا بود که با توجه به فحوای کلام با این مطلع شروع میشد که شامل اصالت فرد، اصالت جمع و یکتاپرستی بود که همه تفکرات موجود در دنیا حول این محور می چرخند. که البته این نیز به احتمال قریب به یقین از درک شما خارج است و شما اینگونه تفکرات را نیز شرک محض می دانید.پس نتیجتا قبل از توهین به طرز فکری اول سوال کنید و بعد از شنیدن پاسخ به کلام شخص توهین کنید.

شما گفتید انسان منتقدی هستید و  بر اساس استدلال های قرآنی و عقلانی است و لاغیر. از استدلالات عقلیتان که دیدیم و در مورد استدلالات نقلیتان همین را بگویم که خوارج نیز قرآن را از بر بودند شما در کلامتان چیز خاصی دیده نمی شود که گویای ذهنی پویا باشد و همه امور را به صورت بسته و دگم نظاره می کنید. و پارادوکس هایی را مطرح می کنید که یا در اتوپیایی زندگی می کنید و یا چشم و گوش خود را به حقایق جاری کشور بسته اید.اینگونه که شما از ازدواج دائم سخن می گویید سطح ازدواج دائم را تا حد یک لذت جنسی پایین آورده اید.اینگونه که شما می گویید ازدواج فقط یک لذت جنسی است! و احتملا بهترین راهکار ارائه شده از سوی شما برای قبل از ازدواج، استمناء است!

                                                                         (محاکمه/کوروش صغیر)

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 4:22  توسط کورش صغیر  |